محمد مهدى ملايرى
169
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
زيباترين عبارات ، آنچنان آثارى آموزنده و دلپذير بوجود آورند كه خود گذشته از جنبهء ادارى و عملى آنها ، از لحاظ ادبى و تعليمى نيز در مجموع ادب و فرهنگ دوران ساسانى در جاى شايستهاى قرار گيرد و در ادبيات ديوان اسلامى هم فراگيرى آنها يكى از شرايط دبيران دستگاه خلافت گردد ، « 1 » و تعداد نسبة زيادى از آن توقيعها از زبان فارسى به زبان عربى راه يابد . از ميان همهء شاهان ايران بيش از همه ، توقيعهايى از خسرو انوشيروان در كتب ادبى عربى روايت شده و فردوسى هم چندين توقيع از وى در شاهنامه « 2 » آورده است . توقيعنويس در حضور شاه مىنشسته و آن دسته از نامهها و كارهايى را كه مىبايستى به نظر شاه برسد بر او عرضه مىداشته و دستورهاى او را مختصر و كوتاه مىنوشته و سپس آن را به منشى خود مىداده تا به اجرا گزارد . اين شخص برپايهء آنچه در فارسنامهء ابن بلخى دربارهء وزيران دربار انوشروان آمده مىبايستى « ايران دبيربد » باشد كه ابن بلخى او را « دبير بزرگ » ناميده است . زيرا به گفتهء ابن بلخى از ميان وزيران دولت ساسانى تنها سه وزير حق داشتهاند مستقيما و بىواسطهء « وزرگفرمدار » ( - وزير اعظم دورههاى بعد ) به حضور شاه برسند و گزارش كار خود را به او بدهند و از او دستور گيرند و يكى از آنها همين ايران دبيربد بوده ، دو وزير ديگر يكى « ايران آماركار » يعنى سرپرست كل امور مالى كشور و ديگرى مشاور بزرگ دربار بوده كه ظاهرا عنوان « در اندرز بد » داشته است . « 3 » اين منصب در دوران خلافت و حكومتهاى اسلام هم همچنان وجود داشته و به نسبت پيشرفتى كه آنها در آيين كشوردارى مىداشتهاند بر اهميت اين وظيفه هم افزوده مىشده است . در دوران عباسى اين امر در برخى موارد به
--> ( 1 ) . ابن المدبّر ، الرسالة العذراء در كتاب رسائل البلغاء ، ص 228 - 229 . ( 2 ) . شاهنامه ، ج 8 ، ص 2517 - 2526 . ( 3 ) . نوشتهء ابن بلخى را با تحقيقى دربارهء آن در كتاب ايران ساسانى ، ص 518 - 521 خواهيد يافت .